تبليغاتX
سحاب - اهل حديث به چه كساني گفته مي شود؟

اهل حديث به چه كساني گفته مي شود؟

نوشته شده توسط محدث؛ شيخ ربيع بن هادي المدخلی (حفظه الله)

إن الحمد لله، نحمده ونستعينه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا، وسيِّئات أعمالِنا من يهدهِ اللهُ فلا مضلَّ له، ومن يضلل فلا هاديَ له وأشهد أن لا إله إلا الله وحدَه لا شريك له، وأشهد أن محمدًا عبدُه ورسوله صلى الله عليه وسلم وعلى آله وصحبه أجمعين، ومن اتبعهم بإحسان إلى يوم الدين. وبعد:

 خداوند محمد صلي الله عليه وسلم را به وسيله هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر تمام دينها پيروز گرداند هرچند كافران را ناپسند آيد.

 سعادتمندترين مردم به هدايت، تبعيت، محبت، دوستي و نصرتي كه به وسيله آن از حق آمده، صحابه كرام و كساني از قرون مفضله مي باشند كه به احسان از آنها تبعيت كردند، و كساني كه راهشان را برگزيدند و راهشان را تا روز قيامت ادامه مي دهند، هستند.

 كساني كه احوال و زندگي گذشتگان و دنباله روان از فرقه ها و دسته هاي منتسب به امت محمد صلي الله عليه وسلم و منهج ها، عقيده ها و افكارشان را از روي انصاف و درايت و بطور كامل خوانده باشند، درمي يابند كه اهل حديث حريص ترين مردم به تبعيت، اطاعت، علاقه و ارتباط به آنچه به وسيله پيامبرشان محمد صلي الله عليه وسلم برايشان آمده از كتاب، سنت، عقائد، عبادات، معاملات، دعوت، استدلال، برهان هستند. و ايشان اطمينان كامل دارند كه اين همان منهج حقي است كه باطل چه در گذشته و چه در آينده به آن راه نمي يابد و طريق و راه سلامت و صراط مستقيم است و غير از آن از منهج ها و راههاي ديگر خداوند به آن امر نكرده و به آن راضي نشده است و جز هلاكت و بدبختي نتيجه اي در بر ندارد.

حال اهل حديث چه كساني هستند؟

ايشان كساني اند كه بر نهج صحابه و تابعين به احسان در تمسك به كتاب و سنت قرار دارند، آن دو را محكم گرفته و بر تمام اقوال و هدايت هاي ديگر چه در عقائد، عبادات، معاملات، اخلاق، سياست و اجتماع برتري داده اند. و ايشان برپادارندگان دعوت به سوي آن با تمام تلاش و كوشش، صدق و عزمشان و حاملان علم نبوي هستند و از آن دو، تحريف غلوكنندگان و پذيرش و قبول مبطلان و تأويل جاهلان را نفي مي كنند.

ايشان كساني اند كه در كمين تمام فرق و گروههايي كه از منهج اسلامي فاصله گرفته مانند جهميه، معتزله، خوارج، رافضه، مرجئه، قدريه و تمام كساني كه از روي هوا و آرزو در هر زمان و مكان مخالف منهج خداوند هستند، ايستاده اند. بخاطر الله از نكوهش هيچ نكوهش كننده اي نمي ترسند.

ايشان طائفه اي هستند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم در مدحشان مي فرمايد:|لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ يَخْذُلُهُمْ ولا مَن خالفهم حتى تقوم الساعة |[1] «دسته اي از امت من هميشه بر حق هستند و بر باطل پيروز و بر دينشان ثابت قدمند و عدم همكاري ديگران و مخالفتشان ضرري به آنها نمي رساند تا اينكه قيامت برپا شود.»

ايشان همان فرقه نجات يافته اند كه بر آنچه رسول الله صلي الله عليه وسلم و اصحابش بر آن هستند، قرار دارند كساني كه رسول الله صلي الله عليه وسلم آنها را از ديگران تمييز داده و آنها را مشخص نموده است هنگامي كه ذكر نمود كه اين امت به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي شوند و همه آنها در آتش هستند مگر يك دسته. گفته شد اي رسول خدا صلي الله عليه وسلم آنها چه كساني هستند؟ فرمود: كساني كه بر آنچه من و اصحابم بر آن قرار دارند مي باشند.((مَن كان على ما أنا عليه وأصحابي))[2]

آنچه مي گوييم مبالغه و صرفاً يك ادعا نيست بلكه ما آنچه قرآن و سنت، تاريخ، سخنان، احوال و تأليفاتشان به آن شهادت مي دهد را مي گوييم.

آنها كساني هستند كه آن را مدنظر قرار دادند. الله تعالي مي فرمايد:*واعتصموا بحبل الله جميعـًا ولا تفرّقوا&[3] «به ريسمان خداوند چنگ زنيد و متفرق نشويد.» و مي فرمايد: *فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ&[4] «بترسند كساني كه مخالفت امرش(پيامبر)را مي كنند به اينكه دچار فتنه شوند يا اينكه دچار عذابي دردناك گردند.» ايشان كساني هستند كه دورترين افراد به مخالفت از امر رسول الله صلي الله عليه وسلم و دورترين آنها از فتنه هستند.

ايشان كساني اند كه امرش را نسبت به خود ارج مي نهند*فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا&[5] «قسم به پروردگارت ايمان ندارند تا اينكه تو را در مشاجرات بين خود حاكم نگردانند سپس در وجودشان حرج و ناراحتي نسبت به آنچه قضاوت نمودي نداشته باشند و با تمام وجود تسليم تو شوند.» ايشان در مورد نصوص قرآن و سنت حق را ادا نموده و آن دو را بزرگ داشته و بر سخنان تمام مردم ترجيح داده و هدايت آن دو را بر هدايت تمام مردم برگزيده و در تمام مسائل با رضايت كامل آن دو را حاكم قرار داده و با آغوش باز و بدون ناراحتي و سختي آن را پذيرفته و به طور كامل در عقائد، عبادات و معاملاتشان تسليم الله و رسولش گشته اند.

ايشان كساني هستند كه راست گفتند. الله تعالي مي فرمايد:*إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ&[6]«سخن مؤمنان وقتي كه به سوي خدا و پيامبرش خوانده شوند تا ميانشان داوري كند تنها اين است كه مي گويند: شنيديم و اطاعت كرديم  اينها هستند كه رستگارند.»

بعد از صحابه رسول الله صلي الله عليه وسلم كه در رأس آنها خلفاي راشدين قرار داشتند بزرگان تابعين كه در رأس آنها سعيد بن مسيب (ت بعد90ه‍(، عروه بن زبير(ت94ه‍ )، علي بن حسين زين العابدين(ت93ه‍( ، محمد بن حنيفه(ت بعد از 80 هـ)، عبيدالله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود(ت94 يا بعد از آن تاريخ)، سالم بن عبدالله بن عمر(ت106هـ)، قاسم بن محمد بن ابوبكر صديق(ت106هـ)، حسن بصري(ت110هـ)، محمد بن سيرين(ت110هـ)، عمر بن عبدالعزيز(ت101هـ)، محمد بن شهاب زهري(ت125هـ) قرار داشتند.

سپس تبعيت كنندگان از تابعين كه در رأس آنها مالك(ت179هـ)، اوزاعي(ت157 هـ)، سفيان بن سعد ثوري(ت161 هـ)، سفيان بن عيينه(ت198 هـ)، اسماعيل بن عليه(ت193 هـ)، ليث بن سعد(ت175 هـ) هستند.

سپس تبعيت كنندگان از آنها كه در رأسشان عبدالله بن مبارك(ت181 هـ)، وكيع بن جراح(ت197 هـ)، امام محمد بن ادريس شافعي(ت204 هـ)، عبدالرحمن بن مهدي(ت198 هـ)، يحيي بن سعد قطان(ت198 هـ)، عفان بن مسلم(ت219 هـ) مي باشند.

سپس شاگردان آنها كه راهشان را ادامه دادند و در رأسشان: امام احمد بن حنبل(ت241 هـ)، يحيي بن معين(ت233 هـ)، علي بن مديني(ت234 هـ) قرار دارند.

سپس شاگردان ايشان مانند بخاري(ت256 هـ)، مسلم(ت261 هـ)، ابي حاتم(ت277 هـ)، ابي زرعه(ت264 هـ)، ابي داود(ت275 هـ)، ترمذي(ت279 هـ)، نسائي(ت303 هـ) بودند.

سپس كساني كه بعد از ايشان راهشان را ادامه دادند كساني چون: ابن جرير(ت310 هـ)، ابن خزيمه(ت311 هـ)، دارقطني(ت385 هـ)، خطيب بغدادي(ت463 هـ)، ابن عبدالبر نمري(ت463 هـ)، عبدالغني مقدسي(ت600 هـ)، ابن قدامه(ت620 هـ)، ابن صلاح(ت643 هـ)، ابن تيميه(ت728 هـ)، مزي(ت743 هـ)، ذهبي(ت748 هـ)، ابن كثير(ت774 هـ)، و آنكه در زمان خودشان دنباله روان آنها بودند و كساني كه آنان را پيروي كردند و در تمسك به كتاب و سنت تا زمان ما در پي آنها رفتند مي باشند. آنها كساني هستند كه مقصود از اهل حديث ايشان مي باشند.


 

[1] حديث صحيح: رواه الإمام مسلم في ((صحيحه)): (3/1523)، والإمام أحمد في ((المسند)) (5/278 ـ 279)، والإمام أبو داود في ((السنن)): (3/4)، والإمام الترمذي في ((السنن)):(4/420)، والإمام ابن ماجه في ((السنن)): (1/4-5)، والحاكم في ((المستدرك)): (4/449-450)، والطبراني في ((المعجم الكبير)): (7643)، والطيالسي في ((المسند)) (ص 94، برقم: 689).انظر: ((الصحيحة)) للعلامة الألباني (270 ، 1955).

[2] يأتي تخريجُه برقم (17، ص).

[3] آل عمران 103

[4] نور 63

[5] نساء 65

[6] نور 51

 

نوشته شده توسط سحاب در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 23:52 | لینک ثابت |
 
business article