حديث قرطاس در يك نگاه
داستان ((قرطاس)) در كتابهاي حديث به طرق متعدد و متضاد ذكر شده است، دانشمندان اسلامي با تحقيق و بررسي هايي كه به عمل آورده اند ثابت كرده اند كه اين روايت بدان گونه كه معروف است صحت ندارد براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد به كتاب ((سيماي صادق فاروق اعظم، اثر ملا عبدالله احمديان))، نويسنده در اين كتاب تمام طرق اين حديث را مورد بررسي قرار داده است.
پروفسور شبلي نعماني مي گويد: 1- كسالت پيغمبر حدود سيزده روز به طول انجاميد. 2- دستور پيغمبر براي آوردن قلم و كاغذ در روز پنجشنبه و فوت او در روز دوشنبه بوده است پس معلوم مي شود كه پيغمبر بعد از آن دستور چهار روز زنده بوده است. 3- هيچ روايت مسلمي وجود ندارد كه نشان دهد پيغمبر دچار خبط دفاع شده باشد.
4- در حالي كه عده زيادي از اصحاب در آن لحظه در حضور پيغمبر بودند و اين خود مي توانست به تعداد اقوال و روايات كمك كند، باز هم جز عبدالله بن عباس كسي ديگر در رابطه با اين واقعه قولي يا روايتي بيان نكرده است. 5- عبدالله بن عباس در آن موقع ده و به روايتي سيزده يا چهارده سال داشته است. 6- عبدالله بن عباس شاهد و گواه مستقيم اين واقعه نيست زيرا وي در آن موقع در محل حضور نداشته و در جريان وقايع و گفتگوها نبوده است. 7- هيچ دليل روشن و مسجلي وجود ندارد كه در موقع درخواست قلم و كاغذ از سوي پيامبر، مردم وي را به هذيان گويي متهم كرده باشند.( 20 )
همچنين دانشمند و نويسنده روماني، كونستان ويرزيل گيورگيو، مي نويسد: ((محمد طوري در اطرافيان نفوذ كلام داشت كه هر چه مي گفت از طرف آنها پذيرفته مي شد. ايشان كه در هشتاد جنگ كوچك و بزرگ شركت كرد و فرماندهي آنها را بر عهده داشت دليرتر از آن بود كه نتواند جانشين خود را تعيين نمايد و دچار رو در بايستي شود. لذا اين روايت قابل قبول نيست)). ( 21)
حق اين است كه به موجب اين روايت، ابتدا شخص پيامبر گرامي اسلام زير سئوال مي رود و در مرحله دوم حضرت علي و ديگر اهل بيت كه در آن مجلس حضور داشتند مقصر شناخته مي شوند زيرا آنان صاحب خانه بودند و ديگران به عنوان ميهمان و عيادت كننده حضور يافته بودند و مسلم است كه روي سخن پيامبر به آنها بوده است چنانكه در روايتي از مسند احمد تصريح شده است كه حضرت علي فرمود: (( رسول خدا به من دستور داد كه لوحي بياورم من به خاطر اينكه نمي خواستم از محضر پيامبر دور شوم (از ترس اينكه مبادا در اين اثنا رحلت كنند) عرض كردم: آنچه را مي فرماييد به خاطر مي سپارم و حفظ مي كنم، آن حضرت فرمود: (( شما را به نماز و زكات و خوش رفتاري با زير دستان (مملوكان) وصيت مي كنم)).( 22 )
بنابراين صحت جزئيات روايت قرطاس مورد ترديد است.
در روايتي از حضرت علي نقل شده است كه فرمود: (( اگر رسول خدا مرا به جانشيني خود بر مي گزيد، من از جنگ دست بر نمي داشتم تا حق خود را بگيرم))، نيز مي فرمايد: ((به خدا سوگند اگر من تنها با دشمن روبرو شوم و جمعيت آنها به قدري باشد كه همه روي زمين را پر كنند، باكي نداشته و نمي هراسم)).( 23 )
علاوه بر آن، اگر علي از جانب خدا و رسول به خلافت منصوب شده بود، هرگز براي او جايز نبود كه بنا بر مصالح اجتماعي يا شخصي، خلافت فرمان خدا عمل كند و از اين حق صرف نظر نمايد، به خصوص، هنگامي كه مردم به طور اتفاق بعد از شهادت حضرت عثمان t نزد او آمدند به هيچ وجه برايش جايز نبود كه بگويد: (( دعوني و التمسوا غيري . . . و انا لكم وزيرا خير لكم مني اميراً))( 24 )؛ دست از من برداريد و ديگري را بخواهيد و اگر من مشاور شما باشم بهتر از اين است كه زمامدار شما باشم.
خدایا! از تو می خواهیم كه طعم تلخ توجه به غیر الله و سجده برای غیر خدا و كمك و استعانت خواستن از غیر الله را به ما و سایر انسانهای مخلص كه در تلاش حق و حقیقت هستند نچشانی.
پس بار الها! معنی (إِیاكَ نَعْبُدُ وَإِیاكَ نَسْتَعِینُ) (الفاتحة:5) (تنها ترا می پرستیم و تنها ازتو یاری می طلبیم) را به ما بفهمان و همه انسانهای مؤمن و آزاده را از اسارت و بردگی غیر خود نجات بخش و همه دردهای معنوی ما را با مرهم توحید و اتباع سنت و عشق به حق و حقیقت مرهم بنه و شفا و تسكین بخش.
خدایا! از تو می خواهیم كه با قدرت و لطف و رحمت خودت تمام مظاهر شرك را از جامعه اسلامی نابود گردانی و همه دلهای مؤمن به خود را فقط به سوی خودت برگردانی.
خدایا! تو می دانی كه بسیاری از بندگان مؤمنت كه مخلصانه به تو ایمان آورده اند امروز ناخواسته به بارگاه غیر تو دعوت می شوند و ندانسته آنچه باید از تو بخواهند از بندگان عاجزت می طلبند، خدایا دلهای آنان را بسوی خود برگردان و همه حاجتها و نیازهای آنان را بر آورده كن.
معبودا! چه بسیارند بندگانی كه راه راست را اشتباه گرفته اند و به گمان اینكه تو را راضی می كنند در این و آن را می زنند تا اینكه آنها برای رسیدن به تو واسطه شوند. خدایا! قلبهای این مؤمنان و بندگان مخلصت را به سوی خودت برگردان و دلهایشان را مطمئن كن تا باور كنند كه برای رسیدن به تو به واسطه ها و وسیله های اختراعی نیازی ندارند.
بار الها! تو می دانی كه بازار نامه پَرانی به مزار دوستانت گرم است و هر روز هزارها و شاید صدها هزار نامه كتبی به مرقدهای اولیاء و دوستانت در سراسر جهان واصل می شود كه هر كدام آن حاوی پیامی مخصوص است.
خداوندا! عاجزانه از تو مسئلت داریم كه از محبت خود بر دلهای رنج دیده آنان مرهم توحید و اخلاص و از محبت پیامبرت صلی الله علیه و آله سلم مرهم اتباع و پیروی بگذاری و دلهای همه آنان را به سوی خود برگردانی و حاجت همه آنها را بر آورده كنی.
پروردگارا! از میان حاجت خواهان چه بسیارند كه درد دلشان را با پیامبران و امامان و اهل بیت و اولیایت عنوان می كنند و چنان با سوز وگداز می نویسند و می نالند كه اگر آن گریه و ناله و آن همه درد را به سوی تو متوجه می كردند حتماً نیازهای آنان را بر می آوردی.
پس خدایا! دلهای همه آنان را متوجه خود گردان و نیازهایشان را برآورده كن. آمین...

بيل گيتس پولدارترين فرد روي زمين ميگه : شما وقتي به پدر و مادرتون ميگين که اونها خيلي کسل کننده و قديمي هستند يادتون باشه اونها وقتي به سن شما بودن يا مثل شما بودن يا از شما شادتر...!!!!
متن زير تقريبا سرگذشت اکثر کسانيست که قدر عزيزترين چيز زندگيشون را نميدونند و شايد سرگذشت تک تک ما :
وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادر) بهت غذا میداد و تو رو می شست و به اصطلاح تر و خشک می کرد تو هم با گریه کردن و اذيت کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی
وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری تو هم این طوری ازش تشکر می کردی که ، وقتی صدات می زد ، محل نميگذاشتي و فرار می کردی
وقتی که 3 ساله بودی، اون ، با عشق تمام غذایت را آماده می کرد تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق ، ازش تشکر می کردی
وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید تو هم، با رنگ کردن میز و ديوار ازش تشکر می کردی تا نشون بدي چقدر هنرمندي !
وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری تو هم، با انداختن خودت تو گِل، ازش تشکر کردی
وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد تو هم ، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم!، ازش تشکر کردی
وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی خرید تو هم، با پرت کردن توپ به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی
وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی ميخرید تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر ميکردی
وقتی که 9 ساله بودی، اون ، هزینه کلاس هاي اضافي تو رو پرداخت تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری ازش تشکر کردی و بجاش فقط فکر مسخره بازي بودي
وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو معطل تو بود و رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس تقويتي و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببره تو هم ، با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی
وقتی که 11 ساله بودی اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد تو هم ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه و بگذاره که راحت باشين و اينجوري ازش تشکر کردی و زحمت کشيده !
وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلویزیون و ماهواره بر حذر داشت تو هم، صبر کردی تا از خونه بیرون بره و کار خودت را بکني و و اينجوري ازش تشکر کردی
وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی تو هم، ايجوري ازش تشکر کردی : تو سلیقه ای نداری ، من هر جور راحتم زندگي ميکنم ، قيافم مثل اين بچه بسيجي ها باشه خوبه !
وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانه تو رو پرداخت کرد تو هم،ازش تشکر کردی ، با فراموش کردن زدن يک تلفن يا نوشتن یک نامه ساده
وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه
تو هم با قفل کردن درب اتاقت! نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه و اينجوري ازش تشکر کردی که خستگيش کاملا در بره
وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی و به تو رانندگی یاد داد تو هم هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی و بعضي وقتها هم خوردش ميکردي
وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی
وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد تو هم ، بخاطر اين همه زحمتي که برات کشيده بود تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی
وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد تو هم با گفتن يه خداحافظِ خشک و خالی ، بیرون خوابگاه ازش جدا شدي ، به خاطر اینکه نمی خواستی بهت بگن بچه مامانی و اون هموم جا خشکش زد
وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ تو هم ، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره من خودم واسه زندگيم بلدم تصميم بگيرم
وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد يک خط مشی برای آینده ات داد تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی : من نمی خوام مثل تو باشم ، فکراي تو قديمي است و دنيا عوض شده
وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت تو هم ازش پرسیدی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه ميکنی
وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت ، بجاي کاد يه عالمه اثاثیه داد تو هم پیش دوستات بهش گفتي : اون اثاثیه ها چقدر زشت هستن
وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه ، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد تو هم چون ديگه هيکلت بزرگتر از اون شده بود با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی : مــادررر ، لطفاً ، با من کل کل نکنيد اعصاب ندارم
وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه تو هم بجاش یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی که مادرت مزاحم نباشه
وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده" و چون خانومت ميخواست بره پارک فوري قطع کردي
وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا سالگرد وفات پدرت رو یادآوری کنه تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی و بهش تسليت گفتي
وقتی که 50 ساله بودی، اون، ديگه خيلي پير بود و مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی
و سپس، یک روز بهت ميگن مادرت در تنهائي مرده و چند روز بعد جنازه بو گرفته اون را همسايه ها پيدا کردن و تو ............ و تو راحت ميشي ، اما تمام کارهایی که تو (در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد چون ديگه کسي نيست که فقط بخاطر خودت نه بخاطر چيزهاي ديگه ، تو رو از صميم قلب دوست داشته باشه
اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی ... و، اگه زنده نیست، محبت های بی دریغش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر و از خدا بخواه که اونها را بيامرزه
همیشه به یاد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون در طول عمرت فقط یک مادر داری ولي هزاران دوست ، هزاران فرصت تفريح ، هزاران ساعت وقت براي کارهاي ديگه و .........
امروز وقتي مادرم را ديدم رويش را ميبوسم و بهش ميگم ماماني دوستت دارم و به دوستانم هم ميگم که من از ته قلبم مامانم را دوست دارم...
بر گرفته از سایت http://www.mosalman.net/
خیلی ها دوست دارند پوشه هایی که در رایانه دارند به دلیل خصوصی بودن مخفی کنید ولی الان هر کسی دیگه از هیدن رایانه خبر دارد و این مساله کمی سخت شده ولی با این ترفند می توانید پوشه های خود را مخفی کنید بدون اینکه کسی متوجه شود !!!!
برای ساختن یک پوشه بدون نام :
1- مطمئن باشید که Num lock روشن باشد
2- بر روی آیکون مورد نظر کلیک کنید
3- سپس راست کلیک و Rename را انتخاب کنید
4- نام قبلی آیکون را پاک کنید
5- کلید Alt را بگیرید و تایپ کنید : 0160
6- سپس enter را بزنید ؛ شما یک پوشه بدون نام دارید
۷- بر روی پوشه راست کنید Propertise را انتخاب کنید و از سربرگ باز شده Customizeرا انتخاب کنید و بعد روی Change Icon کلیک کنید و یک آیکون سفید را انتخاب کنید بعد از این کار خواهید دید شما یک پوشه مخفی و بدون نام دارید این پوشه هیچ فرقی با پوشه های دیگری ندارد و هر عملی را در آن می توانید انجام دهید.
دکتر حمادی خواستار اجازه ساخت مسجد اهل سنت در تهران شد
یکی از اعضای اتحادیه جهانی علمای مسلمان خواستاراجازه ساخت مسجد اهل سنت در تهران شد
به گزارش سنی آنلاین به نقل از سایت خبری مفکرة الاسلام دکتر محمد احمد الحمادی از اعضای برجسته اتحادیه جهانی علمای مسلمان خواستار اجازه ساخت مسجد برای اهل سنت در تهران شد.
بنابر گزارشها، تهران تنها پایتخت یک کشور اسلامی است که اهل سنت در آن حتی یک مسجد ندارد.
به گزارش سنی آنلاین به نقل از سایت خبری مفکرة الاسلام دکتر محمد احمد الحمادی از اعضای برجسته اتحادیه جهانی علمای مسلمان خواستار اجازه ساخت مسجد برای اهل سنت در تهران شد.
بنابر گزارشها، تهران تنها پایتخت یک کشور اسلامی است که اهل سنت در آن حتی یک مسجد ندارد.
دکتر حمادی در کنفرانس گفتگوی بین مذاهب اسلامی در دوحه از آیت الله تسخیری رئیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در ایران خواست تا اسباب و عواملی را که باعث ممانعت دولت ایران از ساخت مسجد اهل سنت در تهران شده، بیان نماید.
سالهاست که اهل سنت تهران نماز جمعه خود را در مدرسه پاکستانی ها و سفارت عربستان سعودی بجا می آورند و غیر از این دو جا، مکانی برای ادای نماز در تهران برای اهل سنت وجود ندارد (اخیرا نیز از ادای نماز در مدرسه پاکستانی ها و همچنین در پارکها ممانعت به عمل آمده است).
آیت الله تسخیری در جلسه اختتامیه این کنفرانس که ریاست آن بر عهده ایشان بود به کلی منکر این موضوع شد و ادعا کرد که اهل سنت در تهران مساجد و اماکنی برای ادای نماز دارند. وی افزود: در ایران 10 هزار مسجد وجود دارد.
اما این ادعای آیت الله تسخیری با گفته آیت الله مصباح یزدی که دارای نفوذ بسیاری دردولت فعلی ایران است در تضاد است؛آیت الله مصباح یزدی در پاسخ به این سوال که علت ممانعت نظام جمهوری اسلامی از عدم اجازه ساخت مسجد برای اهل سنت در تهران چیست؟ به صراحت پاسخ داده است: تا زمانیکه به ما اجازه ساخت حسینیه در مکه داده نشود آنها نیز در تهران مسجدی نخواهند داشت.
علمآء و ائمه مساجد اهل سنت ایران همواره از اعمال فشار بر مدارس دینی و مساجد اهل سنت شکایت دارند.
بنا بر گزارشات رسیده اهل سنت ایران مدعی اند که جمعیت آنها یک سوم از جمعیت هفتاد میلیونی ایران را تشکیل می دهد.
اما بعضی از منابع مستقل جمعیت اهل سنت ایران را اعم از کرد ، بلوچ ، ترکمن ، فارس ، عرب و ترک 15 الی 20 درصد تخمین میزنند.

