تبليغاتX
سحاب
آدرس جدید سنی نیوز



https://www.sunni-news.com/
نوشته شده توسط سحاب در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 ساعت 1:10 | لینک ثابت |

سنی نیوز :درحالی که در آغاز سال جدید اکثر بانکها با انواع تبلیغات درصدد جذب مشتری بیشتر هستند ، بانک صادرات ایران با چاپ سالنامه ۱۳۸۸ احساسات بیش از بیست میلیون اهل سنت ایران را جریحه دار نمود و نشان داد که چه افراد باشعوری براین بانک ریاست می کنند.

سنی نیوز


نوشته شده توسط سحاب در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 20:43 | لینک ثابت |

برادرم، خواهرم سلام

اینجور وبلاگ نوشتن رو دوست دارم که همینجور بیام و شروع کنم به نوشتن. بی هیچ ترتیبی و آدابی. فقط چیزی رو بنویسم که الان تو سرم هست.

من فکر می کنم جو ایران شدیدا سیاسی است. ایران همیشه آبستن درگیری بوده. درگیری بین مردم و حکومت ها. مردم برای چیزی دیگر (هر چیزی! فقط این جکومت نباشه) یعنی همون کاری که سر شاه آوردن.

حکومت هم برای بقا (فقط بقا! به هر روشی) همون کاری که شاه کرد و حسابی کشت و کشتار کرد براش.

من می خواهم من و تو و آنهایی که در اصل خداوند برایشان مهم است و دینش (امیدوارم اینطور باشم) قضایا را نه فقط از بعد سیاسی و بلکه وسیعتر از آن ببینیم و هدفمان نه ضد حکومت بودن و براندازی و بلکه دین خدا و تلاش برای آن باشد.

با وجود آنکه ماه ها از ترور ناجوانمردانه شیخ علی دهواری می گذرد اما شیخ و داستان او از یادم نمیروند. اشتباه نکنید. قضیه ناراحت بودن از قضا و قدر الهی نیست. من نگران نقشی هستم که باید اجرا کنیم و  نکرده ایم.

اصلا شیخ و همقطارانش چرا اینگونه جان دادند؟ آیا دکتر احمد سیاد (رحمه الله) یک برانداز بود؟ آیا کوچک ترین فعالیتی در جهت برانداختن آخوندها کرده بود؟ شیخ تنها به فعالیت دعوی در منطقه ی خودش، در جایی که حتی آب و برق نداشت و همه ی مردمش هم بلوچ های مظلوم سنی بودن، می پرداخت؟

همینگونه شیخ علی دهواری، همینگونه شیخ کاظمی، و شیخ ضیائی و همینطور خیلیهای دیگر.

جواب ساده اش این است: اینها برای دعوت جان دادند. برای اصلاح این امت. برای زدودن شرک و بدعت و خرافات و بی دینی. در راه الله (نحسبهم کذلک و لا نزکی علی الله احدا)

حالا وظیفه ی من و تو چیست؟

آیا وظیفه ی ما این است که در همان مدت شهادت شیخ، جانیان را محکوم کنیم و به رژیم فحش بدیم و بیانیه صادر کنیم و بعدش هم همه چیز تمام و روز از نو و روزی از نو؟

آیا وظیفه ی ما مدح این عزیزان است؟ که اینان چنین بودند و چنان؟

یا اینکه دست روی دست بگذاریم و بگوییم: مگه می شه با حکومت درافتاد؟!

این هم یک جواب ساده دارد:

ادامه دادن راه آنان و احیای آثار آنان.

ادامه دادن راه آنان که مشخص است. ما باید روش آنان را طی کنیم. باید شیخ علی دهواری های بیشتری به وجود بیایند. من و تو می توانیم به امید الله جای آن عزیزان را خالی نگذاریم.

اما وظیفه ی دست یافتنی تر احیای آثار آن بزرگان است.

آنچه برای تاریک اندیشان و خرافه پرستان بد بود همین افکار شیخ و همقطارانش بود. و تو اگر می خواهی آنان به خواسته ی خود نرسند و در عوض اجر الهی را نیز به دست بیاوری سعی کن تا توان داری در نشر آثار آنان نقش داشته باشی.

مثلا نشر سخنرانی های شیخ که بسیاری از آنها در سایت نوار اسلام در این صفحه موجود است.

در ضمن یکی از عزیزان وبلاگی دارند به نام شیخ علی دهواری که در آن مقالات و نوارها و موارد دیگر مربوط به شیخ را جمع آوری می کند.

من و تو می توانیم نوارهای شیخ را بر روی سی دی یا به صورت ام پی تری و یا بصورت سی دی صوتی عادی بین مردم پخش کنیم. در ضمن می شود فایل های صوتی را بر روی نوار پیاده کرد و توزیع کرد.

مقالات شیخ را نیز می شود از اینترنت جمع آوری کرده و روی کاغذ پرینت کرده و توزیع نمود.

روش دیگری که بسیار موثر است به روی کاغذ آوردن سخنرانی های شیخ است. این کار را شاگردان شیخ ضیایی (رحمه الله) در مورد برخی از سخنرانی های ایشان انجام دادند و خیلی هم موثر واقع شد.

در پایان از خواهران وبرادران گرامی خواهش می کنم نقشی در دعوت اسلامی ایفا کنند و هرگز گرفتار یاس و نومیدی نشوند. فراموش نکنید این حق نیست که به ما نیاز دارد. ما می خواهیم افتخار خدمت به دین خداوند را به دست بیاوریم.

در پایان. شاید من بیشتر در مورد شیخ علی دهواری سخن گفتم. اما این اصلا به معنای محدود بودن این کارها به ایشان نیست. دلیل تاکید بر ایشان نوع مظلومیتی است که من در مورد ایشان مشاهده میکنم. از الله می خواهم ایشان هرگز به فراموشی سپرده نشود. سخن من این است: با فعالیت خود هم راه شیخ را ادامه دهیم، هم آثار ایشان را زنده کنیم و هم کسانی را که دست به چنین جنایتی زدند پیشمان سازیم…

راه سلف

نوشته شده توسط سحاب در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 ساعت 11:52 | لینک ثابت |
يكي از مراسمات بسيار پررنگ اهل تصوف، مراسم عيد ميلاد يا جشن مولودي است كه در روز دوازدهم ربيع الاول هر سال، به مناسبت تولد پيامبر عظيم الشأن اسلام در آن روز برگزار مي شود. اينكار تدريجاً به عنوان امري جهاني و فراگير در سراسر ممالك اسلامي در آمده و عنوان عبادت را به خود اختصاص داده است، در حاليكه در عهد مبارك پيامبر اسلامث و خلفاي راشدين و صحابه و تابعين وجود نداشته و مرسوم نبوده و دين هم كامل شده و نيازي به كامل كردن ندارد.
الله تعالي مي فرمايد:﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا﴾[1] «امروز دين شما را برايتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئين خداپسند براي شما برگزيدم.» پيامبر اكرمث نيز مي فرمايد:٭٭قَدْ تَرَكْتُكُمْ عَلَى الْبَيْضَاءِ لَيْلُهَا كَنَهَارِهَا لَا يَزِيغُ عَنْهَا بَعْدِي إِلَّا هَالِكٌ٭٭[2] (من شما را بر راه روشني ترك كرده و جا گذاشته ام كه شبش همانند روز، روشن است و كسيكه بعد از من از راه، روش و سنتم دور شود، هلاك خواهد شد.) پس بر هر مسلماني واجب و لازم است در تمام عبادات خود از روش و سنت پيامبر اكرمث تبعيت كرده و از كارهاي تازه و نوظهور در دين پرهيز كند، همچنانكه علماي اهل سنت و جماعت فرموده اند:[العبادات توقيفيّة لا مجال للعقل في تشريعها او أستحسانها او تقبيحها] "عبادت توقيفي است، يعني بايد بر آن وقف كرده و همانطور كه در عهد پيامبر و خلفاي راشدين انجام شده آن را انجام داد و عقل هيچ تصرف و دخالتي در پسند و يا ناپسند(حسنه و سيئه) شمردن و قانونگذاري(تشريع) در دين را ندارد."
پيامبر اكرمث مي فرمايد:٭٭مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا مَا لَيْسَ مِنْهُ فَهُوَ رَدٌّ٭٭[3] (هركس چيزي در امر ما (دين) بيفزايد، كه آن چيز در دين نبوده باشد، كارش مردود و باطل است.) و همچنين مي فرمايد:٭٭إِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ فَإِنَّ كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ٭٭[4] (از كارهاي نوظهور و تازه پيدا(در دين) خودداري كنيد، چون هر نو ظهوري بدعت و هر بدعتي گمراهي است.) و صحابي جليل القدر عبدالله بن مسعودط مي فرمايد:[إتّبعوا و لا تبتدعوا فقد كفيتم]"(از سنت پيامبر) تبعيت كرده و بدعت گذاري نكنيد، براستي كه تبعيت براي شما كافيست." همچنين يار بزرگوار پيامبر حذيفه بن يمانط مي فرمايد:[كلّ عبادة لم يتعبّدها اصحاب رسول الله فلا تتعبّدوها، فانّ الاول لم يدع للأخر مقالا] "هر عبادتي كه ياران پيامبر انجام نداده بودند، آن را انجام ندهيد چون نسل اول از مسلمين(اصحاب) سخني براي نسل آخر باقي نگذاشته است."
پيامبر اكرمث سه قرن طلائي صدر اسلام را بعنوان بهترين قرن و دوران، معرفي كرده و مي فرمايد:٭٭ خَيْرُ النَّاسِ قَرْنِي ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ٭٭[5] (بهترين قرنها، قرن من است، سپس كسانيكه در دو قرن بعد از آن مي آيند.)

منشأ پيدايش عيد ميلاد(مولودي)
حال مشخص شد كه عيد ميلاد در سه قرن طلايي اسلام وجود نداشته و پيامبر عظيم الشأن، اصحاب و ياران، تابعين و تابع تابعين هيچگاه آن را انجام نداده اند، پس ببينيم در چه زماني و در چه مكاني و چه كساني اين مراسم را به دين افزوده و چگونه در ميان مسلمانان رواج يافت.
امام ابن كثير در كتاب«البدايه و النهايه» جلد11 صفحه 172 مي فرمايد:[إنّ الدولة الفاطمية- العبيدية المنتسبة الي عبيدالله بن ميمون القداح اليهودي- التي حكمت مصر من 357 الي 567 الهجرية أحدثوا إحتفالات بأيّام كثيرة و منها الإحتفال بمولد النبي - صلي الله عليه و سلم-] "حكومت و دولت فاطمي كه به خاطر انتساب به عبيدالله پسر ميمون قداح يهودي به دولت عبيدي نيز مشهور بود و از سال 357 تا سال 567 (به مدت 210 سال) بر مصر حكومت مي كرد مراسم و مناسبتهاي بسياري را در روزهاي سال احداث و اختراع كرده كه مراسم جشن تولد پيامبر نيز از جملة آن مراسمات بود."
بجز امام ابن كثير، امام مقريزي در كتاب«المواعظ و الاعتبار» جلد 1 صفحه 490 و شيخ محمد بخيت المطيعي مفتي قديم ديار مصر در كتاب«احسن الكلام فيما يتعلق بالسنه و البدعه و الأحكام» صفحه 45،44 و شيخ علي محفوظ در كتاب ارزشمند«الإبداع في مضارّ الابتداع» صفحه 251 اين مسأله را ذكر كرده و تأييد فرموده اند. بسي جاي تأسف است كه امت پيامبر با وجود دين كاملي كه دارند، مراسم عبادي و ديني خود را از فاطمي هاي زنديق اولاد و احفاد عبدالله بن سبأ يهودي فرا گيرند.
مضرات انجام مراسم مولودي
1. انجام دادن كاري بعنوان بخشي از دين، كه عالمترين انسانها به دين خدا يعني اصحاب، تابعين و تابع تابعين انجام نداده اند، بمعني نقص آنها و كمال ما در دين است.
2. ترك تبعيت اصحاب پيامبر و دنباله روي فاطمي هاي زنديق.
3. مشابهت و تقليد از قوم مسيحي كه عيد ميلاد پيامبر خدا عيسي÷ را بعنوان بخشي از دين قرار داده اند، در حاليكه تقليد از آنها براي مسلمين حرام است. و همچنين زبان حال كساني كه مراسم مولودي را انجام مي دهند، گوياي كلماتي كفر آميز است، از جمله:1. دين اسلام ناقص و محتاج تكميل كردن است.2. پيامبر اكرمث خير عظيمي را از امت خود مخفي كرده يا بدان آگاهي نداشته است.3.اصحاب و تابعين، محبت پيامبر را در دل نداشته و يا پي به قدر و منزلت و مقام ايشان نبرده اند در غير اين صورت از انجام مراسم مولودي صرف نظر نمي كردند.
كفريات و شركيات موجود در قصيدة برديه
يكي از قصائد معروف اهل تصوف كه در مراسم مولودي خوانده مي شود قصيدة برديه است؛ اين قصيده از شاعر معروف صوفي مسلك بوصيري است كه او را به امام بوصيري معروف كرده اند. حال چند بيت از اين قصيده را مي آوريم تا مردم بدانند كه در مراسمات خود چه خطري را زمزمه مي كنند:
1. يا أكرم الخلق ما لي من ألوذ به سواك عند حلول الحادث العمم
شاعر خطاب به پيامبر اكرمث مي گويد: اي بزرگوارترين فرد در ميان مخلوقات، بهنگام سختي ها و دشتواريهاي زندگي، جز تو كسي را ندارم كه به او پناه ببرم.
اين گفته، شرك اكبر است و گويندة آن در صورتيكه به شرك بودن آن آگاهي داشته باشد، توبه نكرده و پشيمان نشود، به ابدي در جهنم خواهد ماند. الله تعالي مي فرمايد:﴿وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ﴾[6]«و به جاي خدا كس و چيزي را پرستش مكن و به فرياد مخوان كه به تو نه سودي مي رسانند و نه زياني، اگر چنين كني(دعا و فرياد خود را متوجه مخلوق سازي) از ستمكاران(مشركين) خواهي شد.» و پيامبر اكرمث مي فرمايد:٭٭مَنْ مَاتَ وَهْوَ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ نِدًّا دَخَلَ النَّارَ وَقُلْتُ أَنَا مَنْ مَاتَ وَهْوَ لَا يَدْعُو لِلَّهِ نِدًّا دَخَلَ الْجَنَّةَ٭٭[7] (كسي كه در زندگي از غير الله تعالي ياري و كمك بخواهد، پس از مرگ داخل جهنم خواهد شد.)
2. فأنّ من جودك الدنيا و ضرّتها و من علومك علم اللوح و القلم
شاعر ادعا مي كند كه بوجود آمدن جهان هستي، از بخشش پيامبر است و علم لوح و قلم نيز بخشي از معلومات اوست، در حاليكه الله تعالي مي فرمايد:﴿وَإِنَّ لَنَا لَلْآَخِرَةَ وَالْأُولَى﴾[8] «و قطعاً آخرت و دنيا همه از آن ماست.» پس دنيا و قيامت ملك و خلق الله تعالي است و پيامبر اكرمث هيچ تصرفي در آن نداشته و كسي جز الله تعالي نيز بر علم لوح و قلم مطلع نيست، و اين بيت نهايت غلو و زياده روي در مقام و منزلت پيامبر است در حاليكه خود پيامبر مي فرمايد:٭٭لَا تُطْرُونِي كَمَا أَطْرَتْ النَّصَارَى ابْنَ مَرْيَمَ فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُهُ فَقُولُوا عَبْدُ اللَّهِ وَرَسُولُهُ٭٭[9] (در شأن و منزلت من زياده روي نكنيد همچنانكه قوم مسيح، در حق عيسي پسر مريمإ مبالغه و زياده روي كردند، من بندة پروردگارم؛ پس بگوييد(محمد)بنده و فرستادة خدا.)
3. ماسامني الدهر ضيما واستجرت به الا و نلت جوارا منه لم يضم
مفهوم اين بيت اين است كه هرگاه به مرض يا دردي مبتلا گشته و به پيامبر پناه برده باشم، حتماً شفا يافته ام. در حاليكه الله تعالي از زبان پيامبر خود ابراهيم÷ مي فرمايد:﴿وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ﴾[10] «و هنگامي كه بيمار شوم اوست كه مرا شفا مي دهد.» و همچنين مي فرمايد: :﴿وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ﴾[11] «اگر خداوند زياني به تو برساند هيچكس جز او نمي تواند آن را برطرف سازد.» همچنين پيامبر اكرمث مي فرمايد:٭٭إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلْ اللَّهَ وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ٭٭[12] (هرگاه چيزي خواستي از الله تعالي بخواه و هرگاه ياري جستي از او ياري بجوي.)
4. فأنّ لي ذمّة منه بتسميتي محمدا و هو اوفي الخلق بالذّمم
شاعر ادعا مي كند همين كه اسمش محمد و هم نام پيامبر است از آتش جهنم در امان است. آيا اين عهد و پيمان را از چه كسي دريافت كرده؟ در حاليكه بسياري از انسانهاي فاسق، فاجر، ظالم، خونخوار و حتي كمونيست نيز محمد نام دارند و پيامبر اكرمث به دختر بزرگوار خود مي فرمايد:٭٭سَلِينِي مَا شِئْتِ مِنْ مَالِي لَا أُغْنِي عَنْكِ مِنْ اللَّهِ شَيْئًا٭٭[13] (از ثروتم هر چه مي خواهي طلب كن، اما نزد خدا نمي توانم كاري برايت انجام دهم.)
5. لعلّ رحمة ربّي حين يقسمها تأتي علي حسب العصيان في القسم
شاعر اميدوار است ملاك و معيار دستيابي به بيشترين اندازه از رحمت خدا هنگام تقسيم نزول از جانب پروردگار، گنهباري بيشتر باشد و هركس بيشتر گناه كرده باشد، بيشترين رحمت را دريافت كند. در حاليكه الله تعالي مي فرمايد:﴿إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ﴾[14]«بي گمان رحمت يزدان به نيكوكاران نزديك است.» همچنين مي فرمايد:﴿وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآَيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ﴾[15] «و رحمت من همه چيز را در برگرفته، پس آن را براي كساني مقرر خواهم داشت كه پرهيزگاري كرده و زكات را پرداخته و به آيات ما ايمان بياورند.»
6. و كيف تدعوا الي الدنيا ضرورة من لولاه لم تخرج الدنيا من العدم
شاعر خيال مي كند كه اگر بخاطر پيامبر نبود، دنيا بوجود نمي آمد، در حاليكه خود پيامبر يكي از افراد جامعة انساني است و بنا بشهادت قرآن، جن و انس، براي عبادت آفريده شده اند. ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾[16] «من جن و انس را جز براي عبادت نيافريده ام.» ﴿وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ﴾[17] «و پروردگارت را پرستش كن تا مرگ به سراغ تو مي آيد.(پس ثابت شد كه نه تنها دنيا بخاطر پيامبر خلق نشده، بلكه شخص پيامبر اكرمث نيز براي عبادت پروردگار خود آفريده شده است.)»
7. أقسمت بالقمر المنشق ان له من قلبه نسبة مبرورة القسم
شاعر در اين بيت به ماه كه بوسيلة معجزة پيامبر دو نيم شد، سوگند ياد مي كند در حاليكه پيامبر مي فرمايد:٭٭مَنْ حَلَفَ بِغَيْرِ اللَّهِ فَقَدْ أَشْرَكَ٭٭[18] (هركس كه بغير الله تعالي سوگند ياد كند، مرتكب شرك شده است.(البته بايد توجه داشت كه سوگند بغير الله تعالي همانند رياء و سمعه شرك اصغر است و انسان را از اسلام خارج نمي كند).)
8. لو ناسبت قدره آياته عظما أحيا اسمه حين يدعي دارس الرّمم
شاعر در اينجا مثل اينكه از الله تعالي ايراد گرفته و احساس مي كند كه قدر و منزلت پيامبر بسيار بيشتر از معجزات اوست و بايستي هنگام شنيدن نام پيامبر، مرده زنده مي شد، در حاليكه الله تعالي آگاهتر از هركس به مقام پيامبران است و به هر كدام از آنها معجزة مخصوصي، مناسب احوال او عطا فرموده است.
(يكي از دروغهاي شاخداري كه در ميان مردم منتشر كرده اند اين است كه گويا صاحب اين اشعار به نوعي مرض پوستي مبتلا بوده و مردم از وي بيزار و متنفر شده بودند، پيامبر را در خواب ديده و عباي وي را پوشيده و اين اشعار را براي او بازگو كرده و به تأييد پيامبر رسيده و حتي نصفي از يك بيت آن را پيامبر برايش سروده است. بدين شيوه كه شاعر در حضور پيامبر گفتهمولاي صلّ وسلّم دائما ابدا و پيامبر نيز نصف ديگر را كامل كرده و فرمودهعلي حبيبك خيرالخلق كلّهم) زمانيكه از خواب بيدار شده مريضيش شفا يافته و به همين علت قصيدة خود را بنام برده يا برئه نامگذاري كرده است.
پناه بر خدا از اين دروغ و افتراي خطرناك، ما در حديث صحيح مي بينيم كه فردي در محضر مبارك پيامبر و خطاب به ايشان گفت:٭٭ما شاء الله و شئت٭٭(هر چه الله تعالي و تو اراده كني.) پيامبر در جواب فرمود:٭٭أجعلتني لله ندا قل ما شاء الله وحده٭٭[19](آيا مرا شريك خدا قرار مي دهي؟ فقط بگو هر چه الله تعالي اراده كند.) پيامبرث اين كلمه را تحمل نكرده چگونه اين اشعار مملوء از شرك و كفر را تأييد مي فرمايد؟

وصلي الله علي نبينا محمد و علي آله و صحبه و سلم

نویسنده: شیخ جمیل زینو
________________________________________
[1] مائده3
[2] صحيح رواه ابن ماجه
[3] متفق عليه
[4] ابوداود، ابن ماجه
[5] متفق عليه
[6] يونس 106
[7] رواه البخاري
[8] ليل 13
[9] رواه البخاري
[10] شعراء 80
[11] انعام 17
[12] وراه الترمذي و قال حسن صحيح
[13] رواه البخاري
[14] اعراف 56
[15] اعراف 156
[16] ذاريات56
[17] حجر99
[18] رواه احمد
[19] رواه النسائي
نوشته شده توسط سحاب در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 17:26 | لینک ثابت |

اسلام  آرى ،  طائفه گرایی و مذهب گرایی هرگز!

از : د. عائض القرني

اتیوپی را دیدن کردم و یک سخنرانی در ادیس آبابا کردم که جمعی بسیار از تمامی مذاهب و حرکتهای اسلامی از احناف و مالکی و شافعی و حنابله و اخوانی و جماعت تبلیغ و صوفیه و غیرهم حضور پیدا کردند ، و به همه گفتم: من شما را بسوی هیچ مذهبی از این مذهبها یا گروهی از این گروهها دعوت نمی کنم چرا که من نه حنفی ام و نه مالکی و نه شافعی و نه حنبلی و نه اخوانی و نه تبلیغی و خود را به هیچ مذهبی یا گروه معین اسلامی منتسب نمی کنم بلکه بسوی کتاب الله و سنت رسولش صلی الله علیه و سلم بر آنچه اهل بیتش و یارانش رضوان الله علیهم بودند دعوت می کنم و معصوم هم نیستم بلکه ممکن است اشتباهی از من سر زند که اگر سخنم مخالف قرآن و سنت پیامبرش افتاد بایستی سختم را به دیوار کوبید ، براى اينكه اسلام سایه بان و چتر بزرگ همگی ماست و پیغام ما توحید و براستی که چیزی سبب جدایی و تفرقه ما نشد بچز همین مذاهب و حرکتها و شعارها و احزاب.

براستی که الله ما را ” مسلمین ” نامید و ما را بسوی همبستگی و دستاویزی به ریسمانش خواند و برادری ایمانی را بر ما واجب گرداند و ما را ازاین تفرقه و این اختلافها نهی کرد ولی ما از شیطان در جدایی بین خودمان پیروی نمودیم ، و براى همين تعصب فكرى در عصر ضعف دولت اسلامى شروع پیدا کرد و در زمان سستی همتها و خاموشی نور وحی و دوری دلیل یابی از کتاب و سنت ، تقلید مذهبی ظهور پیدا کرد .

و گروههای اسلامی و حرکتهای دعوتی و احزاب وطنی و منهجهای فکری و دستجات متناحر و دشمن نشآت یافت که وحدت مسلمین را به ضعف کشاند و کلمه ی مابینشان را بهم پاشید و در برابر دشمنانشان ضعیف گرداند و به آبرویشان آسیب رساند و دلهایشان را از هم جدا ساخت و باعث شد با همدیگر بجنگند و طائفه اى علیه طائفه ى دیگر به کشتن هم بپردازند و دشمنانشان به میانجیگری بینشان مشغول شدند ! و بغض و دشمنی انتشار یافت و کینه ها گسترش یافت زیرا مسلمین منهج و خط مشی اولین و راه راستین نبوی در تمسک به قرآن و سنت راستین پیامبر را ترک کردند و این شد که خداوند آنان را به این اختلاف و شکاف وجدایی ابتلا نمود.

و به این مناسبت من جمیع مسلمین و تمامی افرادی که به حمل شعار ” لااله الا الله ” افتخار دارند را دعوت می کنم که به سوی رشد باز آمده  و نفرت خود را از تقلید مذهبی و تعصب طائفه اى و هواهاي حزبى و شعارهاى غرورآمیز اعلام دارند و بلكه بايستى بسوى قرآن و بسوى سیرت نبي معصوم صلى الله عليه و سلم باز آمد و بايستى شريعت اسلام را بر ظاهر و باطن خود حاكميت بخشيد و بايستى زير چتر سنت مسلم نبوی قرار گرفت و بمانند اولین پیشگامانی شد که حداوند آنان را به خوبی و پاکی معرفی نمود و بر آنان رضایت خود را اعلام داشت.

و بایستی هر مسلمانی تقوا را پیشه نماید و با تبلیغ به مذهب یا طائفه يا جماعت يا حركت يا حزبى بر نابودی امت نیافزاید بلکه بر اوست که خشنود شود بر آنچه خداوند بر هر مسلمانی خشنودی اش را تبعیت از رسولش این امام پیشگام و الگوی نیک اعلام داشته است چنانچه فرموده است: لَقَدْ كَانَ لَكم في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة لمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً»..

و بیش از سی کشور را دیدن کردم و دیدم که مسلمین اختلافهای مذهبی و فرقه ای و فکری شان را بسوی کشورهای غرب و شرق هم نقل کرده اند!و مساجد و مراکز اسلامی بین مذاهب و جماعات و حرکتهای اسلامی تقسیم شده و بعضی از آنان از نادانی و حماقت و گستاخی به حدی رسیده که منبر و محراب را به استخدام گرفته در بدنامی و تحذیر از برادران مسلمان دیگر فرقه ها و مذاهب و جماعتهایی که با نظرش موافق نیستند!

و این است که بین ملتها مسخره و خنده دار شده ایم و به طنزی بین خلقها که زبانها بر علیه مان چیره شده و موجب تمسخر دیگران واقع شده ایم ، و بجاي اينكه پیغام جهانی جاودانه ی خداوندی را گسترش بخشیم ، رفتيم آلوده ها و مرضها و مصيبتهايمان و كينه هايمان را بين ملتها پخش کردیم و بجای نشر اسلام به جنگ علیه اهل اسلام مشغول شدیم و وحدت اسلامی را ترک گفتیم و بسوی نشر حزب گرایی و مذهب گرایی و فرقه گرایی تنگ پست نشستیم!

و در خلال سفرهایم با کسانی ملاقات نمودم که مرا دعوت کرده بودند و از مذاهب و فرقه و جماعتهای اسلامی متفاوت بودند و من هم آنان را بسوی کتاب الله و سنت رسولش صلی الله علیه و سلم و بسوی وحدت اسلامی و ارتباط ایمانی و کنار نهادن خلاف و فرقه گرایی و شکاف دعوت می کردم و آنان را به آثار بد این نزاعها که بین ما مسلمین هست و تفرقه ای که بر ما چیره شده مطلع می کردم و این در حالیست که دیگران با وجود اختلاف نژاد و مذاهب و توجهاتشان توانستند با هم متحد شوند ولی ما با وجود این دین راستین و شریعت بخشنده و ملت مبارک محمدی با هم اختلاف پیدا کردیم و بمانند وکیل شکست خورده ای شدیم که از یک قضیه ی عادلانه دفاع می کند.

این فرقه گرایی حرام است! این اختلاف ها حرام است! این دعواهای فرقه ای حرام است! این نوع عملکرد بچه گانه ی بی فایده و گستاخانه حرام است ، الله تعالى مى فرمايد :

   وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ

با هم نزاع نكنيد كه شكست خواهيد خورد و شوكتتان را از دست خواهيد داد.

 کی بر شيطان و نفس اماره بالسوء پیروز خواهیم شد؟

کی باز خواهیم گشت بازگشتی صادقانه به همان منبع صاف و شیرین و زلال اولین؟

منبع ” قال الله و قال رسوله صلی الله علیه و سلم “.

ای مسلمانان بیایید بسوی همان وحی مقدس قرآنی و ترك نماييم آراء رجال مذهبى و افكار بشر و ميل هاى مردمان .

اسلام ، آرى !

مذهب گرایی نه !

و طائفه گرایی نه !

و حزب گرایی نه !

و تعصب فرقه ای نه !

تقلید فرقه ای نه !

اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ

از آنچه که از سوی پروردگارتان برایتان نازل شده پیروی نمایید.

کشتار بس است !

کینه بس است!

دشمنی بس است!

اکنون وقت همبستگی و آغوش باز رسیده است .

وقت از بین بردن شکافها و نفاق و بداخلاقی.

 د. عائض القرني

منبع : کتابخانه ی شیخ عائض القرني

سنی نیوز

نوشته شده توسط سحاب در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 17:18 | لینک ثابت |

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

صبح  امروز دوشنبه 21 صفر 1430هـ..ق برابر با 28/11/1387هـ ش  عالم رباني و دانشمند و نويسنده برجسته اهل سنت و جماعت ایران شيخ إسحاق بن عبدالله بن محمد دبيري العوضي دار فاني را وداع گفت.

ایشان در سال 1962میلادی در روستای بلغان از توابع لارستان استان فارس در جنوب ایران دیده به جهان گشود.

و بعد از اکمال مراحل ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه اسلامی مدینه منوره مشغول تحصیل علوم شرعی شد و در سال 1408هـ ق از دانشکده حدیث و علوم اسلامی بدرجه لیسانس فارغ التحصیل گردید. ایشان به دلیل اشتیاق شدیدی که به آموختن علوم اسلامی داشت وارد معهد (انستیتوت) عالى آموزش ائمه و دعوتگران در مكه مكرمه شده و در سال 1412هـ ق مدرک فوق لیسانس را بدست آورد. ایشان ازدواج نموده و دارای چهار دختر و سه پسر می باشند.

ایشان یکی از دعوتگران مخلص و از جمله علمای بزرگ اهل سنت و نویسنده ای توانا و مترجمی چیره دست در عصر حاضر محسوب می گردید.

شیخ دبیری رحمه الله در مسیر دعوت و خدمت به اسلام و مسلمین ده ها کتاب تألیف نموده و همچنین تعداد زیادی از کتابهای عربی در زمینه های مختلف را به زبان فارسی ترجمه کرده است که مجموع آن به بیش از 500 کتاب میرسد و بسیاری از اين كتابها به زیور طبع آراسته گردیده است که در وب سایت رسمی ایشان http://www.aqeedeh.com  در دسترس مسلمانان فارسى زبان مي باشد.

لینک تألیفات شیخ اسحاق دبیری رحمه الله

لینک کتبی که شیخ اسحاق دبیری رحمه الله ترجمه نموده

همچنین ده ها کتاب ایشان از جمله ترجمه قرآن کریم بزودی آماده نشر می شود. 

 همجنین ایشان به عنوان مجری برنامه های دینی در رادیوی عربستان سعودی فعالیت می کرد که صدای گرم ایشان در برنامه های "سراب شبهات در شاهراه حقیقت" و "اسلام و خانواده"  و "اسلام و زندگی" و "حقوق انسان در اسلام"  آرام بخش دلهای ميليونها مسلمان فارسي زبان بود.

جناب شيخ اسحاق دبيري رحمه الله تمام نمای اخلاق اسلامی و رفتار اسلامی به شمار می رفت، به همه احترام می گذاشت، جامع بودن و پرهیز از تنگ نظری در مسایل دینی و شرعی و فکری، رمز بزرگ موفقیت اهل دین به شمار می‏رود به همين دليل ايشان حتى به مخالفين خود با احترام برخورد مي كرد و به دعوت عشق می ورزید حتى در زمانیکه به مرض خطرناك سرطان نيز مبتلا بود هرگز امور دعوت و بخصوص تألیف و ترجمه را رها نکرد و بار ها از ایشان شنیده شده که می فرمود: کار و خدمت در راه دین آرام بخش روح و روان من می باشد.

از خصوصیات بارز این رادمرد مبارز دلسوز بودن برای دین و دعوت به سوی الله متعال بود تا جایی که از اموال شخصی  خود در راه امور دعوت مصرف می نمود و حتی از قرض گرفتن در جهت مصارف امور دعوت دریغ نمی کردند.

 این توجه و اخلاق نيكوى ايشان نمونه ای ارزنده از یک انسان مؤمن و مجاهد است که به عقيده و ارزشهاى اسلامي ارج مي نهد حقا كه ايشان شاگرد راستین مکتب عقیدۀ توحید بود.

برخی از نزدیکان شیخ ذکر میکنند که شیخ همیشه در برابر مشکلات با آرامش و خونسردی برخورد نموده و مسائل را حل میکرد و در سخت ترین موقعیت از زیر بار مشکلات شانه خالی نمی کردند.

یکی از دوستان شیخ ذکر میکنند که: وقتی که حال ایشان خیلی وخیم میشد به ایشان میگفتیم استراحت کنید، میگفتند راحتی من در کار دعوت است، من روی تخت بیمارستان آرامش ندارم و همه اش به فکر ترجمه و تألیف هستم.

یکی دیگر از همکاران شیخ میگویند: روزی شیخ بیش از حد بیمار بودند و به زحمت سخن بر زبان جاری میکردند و کار ضروری پیش آمد با ایشان تماس گرفتیم و درخواست همکاری کردیم ایشان در نیمه شب بلند شده و مشکل را حل کردند تا جایی که از تماس با ایشان پشیمان شدیم.

اداره سایت عقیده رحلت اين شخصيت برجسته و عالم بزرگوار را به‌ خانوادۀ گرامی و بازماندگان ایشان، جامعه اهل‌سنت ایران و تمامی مسلمانان فارسی زبان جهان تسليت گفته و از الله متعال براي ايشان بهشت برين، رفع درجات و غفران الهي مسئلت دارند و همچنین اداره سایت عقیده با پروردگار متعال جل جلاله تعهد می کند که در راه دعوت و دفاع از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت مطهر و اصحاب مکرم ایشان رضوان الله علیهم اجمعین راه شیخ اسحاق دبیری رحمه الله و دیگر علمای مبارز اهل سنت را ادامه خواهد داد.

"اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، وَارْحَمْهُ، وَعَافِهِ، واعْفُ عَنْهُ، وَأَكْرِمْ نُزُلَهُ، وَوَسِّعْ مُدْخَلَهُ، وَاغْسِلْهُ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، وَنَقِّهِ مِنَ الْخَطَايَا كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، وَأَبْدِلْهُ دَارًا خَيْرًا مِنْ دَارِهِ، وَأَهْلا خَيْرًا مِنْ أَهْلِهِ، وَزَوْجًا خَيْرًا مِنْ زَوْجِهِ، وَأَدْخِلْهُ الْجَنَّةَ، وَأَعِذْهُ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ عَذَابِ النَّارِ"

 (بار الها! او را ببخش، و بر او رحم كن، و عافيت نصيبش بگردان، و از گناهانش بگذر. الهى! و او را گرامی بدار، و قبرش را وسيع بگردان، و او را با آب و برف و تگرگ بشوى، و از گناهان، چنان پاكش بگردان كه لباس سفيد از آلودگى، پاك و تميز می شود. پروردگارا! به او خانه اى بهتر از خانه‏ اش، و خانواده ‏اى بهتر از خانواده ‏اش، و همسرى بهتر از همسرش، عنايت بفرما، و او را وارد بهشت كن، و از عذاب قبر و دوزخ پناهش ده).

نوشته شده توسط سحاب در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 11:19 | لینک ثابت |

این مطلب را مدتها پیش نوشتم که البته به علتهایی (از جمله نداشتن جایی برای نشر آن و دلایل دیگر) منتشر نشد. این خبر و تحلیل شیعه نیوز و نظر من رو دربارش بخونین:

شیعه نیوز در یک خبر جالب و البته بامزه باز هم ادعاهای جدیدی مطرح کرده است.

این سایت با نقل خبری از شیخ عبدالکریم محمدی رئیس شورای بین المدارس  جنوب کشور، مبنی بر افزایش سهمیه طلاب اهل سنت ایران در دانشگاه اسلامی مدینه منوره،  به تحلیل آن پرداخته است.

متن خبر شیعه نیوز:

” شیخ عبدالکریم محمدی رییس شورای بین المدارس جنوب کشور از افزایش سهمیه دانشجویان اهل سنت ایران در دانشگاه المدینه خبر داد.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از جهان، وی در مذاکراتی با سید احمد یگانه رییس هیئت فتوای شورای بین المدارس جنوب کشور اظهار داشت: با موافقت دولت سعودی، سهمیه پذیرش دانشجو در دانشگاه المدینه برای اهل سنت ایران افزایش یافته است که باید طلاب جوان بیشتری را برای این علوم به مدینه اعزام کنیم.”

این سایت در ادامه چنین ادعا می کند:

“این در حالی است که سطح طلاب حوزه های علمیه جنوب کشور از دوره لیسانس دانشگاه المدینه بالاتر است، بنابر این کسب علوم حوزوی در این دانشگاه از سوی دانشجویان اهل سنت ایران پذیرش معنادار است.”

معلوم نیست شیعه نیوز از کجا و بر اساس چه اطلاعاتی سطح مدارس اهل سنت جنوب را بالاتر از دانشگاه اسلامی مدینه دانسته است. در حالی که شیخ محمد ضیایی رحمه الله که موسس مدرسه اهل سنت بندرعباس است خود تحصیل کرده دانشگاه اسلامی مدینه است و حتی خود شیخ عبدالکریم محمدی که هم اکنون ریاست شورای هماهنگی مدارس جنوب را  بر عهده دارد، فارغ التحصیل دوره لیسانس همین دانشگاه است!

این نوع جو سازی و شایعه پراکنی ها اصولا برای ضربه زدن به دانشگاه مدینه و همچنین تضعیف علمی اهل سنت ایران صورت می گیرد. نباید فراموش کرد که بخش بزرگی از شهدای اهل سنت ایران تحصیل کردگان همین دانشگاه بزرگ و معتبر بودند از جمله شیخ شهید محمد ضیایی و شهید دکتر احمد سیاد که دارای دکترای علوم حدیث از همین دانشگاه بود و همچنین شهید کاظمی [بعدها نیز شیخ علی دهواری...] همینطور بسیاری از فعالان و علمای اهل سنت که هم اکنون در ایران هستند از فارغ التحصیلان همین دانشگاهند.

این سایت دو باره این سوال را مطرح کرده که:

“اینکه مقامات سعودی با چه هدف و انگیزه ای با افزایش سهمیه پذیرش طلاب اهل سنت ایران در دانشگاه المدینه که سطح آن پایین تر از مدارس علمیه اهل سنت است، موافقت کرده است، در شرایط کنونی که دشمنان به دنبال تفرقه اندازی بین اهل تسنن و تشیع می باشند، سئوالی است که اذهان را به خود مشغول کرده است.”

تعجب برانگیز است که دانشگاه مدینه که همیشه جزو دانشگاه ها و مراکز علمی بزرگ اهل سنت بوده این بار توسط شیعه تعیین ارزش و اعتبار می شود! تازه معلوم نیست منظور اینها از تفرقه چیست؟ و اصلا افزایش سهمیه اهل سنت در دانشگاه مدینه چه ربطی به تفرقه دارد و آیا توهین به عقاید و مقدسات اهل سنت که بطور مداوم در رسانه های ایران و مجلات و سایت های اینترنتی انجام می گیرد نمونه بارز ایجاد تفرقه و فتنه انگیزی نیست؟ مساله ی نامعلوم دیگر این است که اذهان چه کسانی ممکن است مشغول شده باشد (لابد قزوینی!)

اهل سنت ایران این را حق خود می داند که فرزندانش را برای تحصیل علوم اسلامی به هر یک از مراکز علمی جهان اسلام از مالزی گرفته تا مغرب اسلامی بفرستد و هیچگونه تعیین تکلیف و دخالت را خارج از چارچوب جامعه اهل سنت نمی پذیرد.

وبلاگ زیبای راه سلف

نوشته شده توسط سحاب در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 10:51 | لینک ثابت |

سنی نیوز:نماز باران با حضور گسترده بيش از ۱۲ هزار مؤمن روزه‌دار در دشت لشتردان از توابع بستك اقامه شد.نماز طلب باران که هر ساله به صورت پراكنده در روستاهاي اين شهرستان برگزار مي‌شد،  اين بار تمام مردم بستك از روستاهاي دور و نزديك و با حضور ائمه جمعه سراسر اين شهرستان در يك مكان گرد هم آمده و به صورت متمركز و يكجا نماز باران را برگزار كردند.

به دليل عدم بارندگي و خشكسالي‌هاي چند سال اخير، كشاورزي و دامداري در اين شهرستان رونق چنداني ندارد و كم آبي به قدري شدت يافته كه مردم اين شهرستان به ويژه روستائيان را براي تأمين آب آشاميدني با مشكل جدي مواجه كرده است. سخنرانی جناب شیخ محمد صالح پردل وشیخ صالح انصاری رنگ وبوی خاصی به این مراسم پر فیض داده بود.

 بعد از چهار روز نزول رحمت  الهی موجب خوشحالی مردم این منطقه شد. شهرستان بستک درغرب استان هر مرگان در جنوب ایران واقع شده است.

 سنی نیوز

 

نوشته شده توسط سحاب در شنبه بیست و هشتم دی 1387 ساعت 14:28 | لینک ثابت |

سلام خبري كه تمامي محافل و سراسر شهرستان را بخود اختصاص داده بود نماز طلب باران بصورت دسته جمعي و يكجا  در مركز شهرستان يعني در شهر بستك در دشت لشتردان روبروي شهرك صنعتي بستك بود كه به پيشنهاد تشكل ائمه جمعه شهرستان و حمايت مجتمع ديني بستك بصورت خيلي گسترده و به گفته مدير مجتمع ديني با جمعيتي بالغ بر 35 هزار نفر برگزار گرديد كه در نماز علاوه بر دعاي طلب باران و دعا براي مردم مظلوم غزه جمعيت اهل سنت شهرستان بستك اعلام كردند كه مثل هميشه گوش به فرمان علما هستند و اعلام آمادگي خود را در حمايت از علما و شركت در صحنه هاي مختلف اجتماعي را به اثبات رساندند، و در اين ميان جناب شيخ هنگويه شخصا از مردم كوخرد و از كساني كه از كوخرد در اداره و سازماندهي و امر صدا و بلندگو فعاليت و همكاري كرده اند تشكر ويژه نمودند.

وبلاگ بخش کوخرد

نوشته شده توسط سحاب در شنبه بیست و یکم دی 1387 ساعت 21:44 | لینک ثابت |

سنی نیوز:كميسون دايمى دار الفتواى عربستان سعودى به رياست شيخ عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ، مفتى اعظم اين كشور با صدور بيانيه اى، حملات هوايى اسرائيل به غزه وكشتار مردم بى گناه فلسطينى را محكوم كرد.
به گزارش «سنی نیوز» به نقل از العربیه بنابر گزارش روزنامه ى (الشرق الأوسط) چاپ لندن، در اين بيانيه آمده است: “كميسون دايمى پژوهشهاى علمى وفتوايى در عربستان سعودى، با نهايت اندوه ودرد حوادث دردناك غزه وآنچه را كه بر برادران مسلمان ما در غزه مى گذرد، مخصوصا كشتن كودكان، زنان وبزرگسالان وويران كردن منازل وتاسيسات مردم را پيگيرى مى كند، واين حوادث را جرايم وظلم وستم در حق مردم فلسطين مى داند”.

در بيانيه دارالافتاى سعودى كه روزپنج شنبه ۱-۱-۲۰۰۹ در قبال حوادث غزه منتشر شد، نيز اضافه شده است: “اين حادثه دردناك موجب آن است كه مسلمانان مى بايست در كنار برادران فلسطينى خود قرار گيرند و از ارايه هر گونه كمك وهمكارى به آنان دريغ نكنند تا در رفع اين ستم از سر آنان نقش مثبت داشته باشند، چنانكه خداوند عزوجل مى فرمايد: {إنما المؤمنون إخوة} ودر سوره ديگرى مى فرمايد: {والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولياء بعض}، وپيامبر كريم (ص) فرموده است: [المؤمن للمؤمن كالبنيان يشد بعضه بعضاً] (وشبك بين أصابعه) متفق عليه، وهمچنان فرموده است: [مثل المؤمنين في توادهم وتراحمهم وتعاطفهم مثل الجسد الواحد إذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الجسد بالحمى والسهر] (متفق عليه). ونيز فرموده است: [المسلم أخو المسلم لا يظلمه ولا يخذله ولا يسلمه ولا يحقره] رواه مسلم.

همه اين آيات قرآن كريم واحاديث پيامبر (ص) ما را به همكارى با براران مسلمان ما دعوت مى كنند. ونمايانگر آنست كه مسلمان برادر مسلمان است.

به گفته بيانيه مذكور، كمك وهمكارى مى تواند به شكل ارسال دارو، مواد غذايى و پول باشد، ودولت هاى عربى واسلامى مى توانند در محافل ونشست هاى بين المللى نقش مثبتى را در حمايت از مردم فلسطين انجام دهند

سنی نیوز

نوشته شده توسط سحاب در شنبه بیست و یکم دی 1387 ساعت 21:31 | لینک ثابت |
 
business article